خرید بک لینک
امروز بعد از کامنت دوستی به اسم"بنده خدا"که خصوصی هم بود و نتونستم تاییدش کنم رفتم یه سری به مطالب قبلیم زدم...

مطالب قبلی وبلاگم...

نمی خوندم هر پستیو فقط تیتراشو می خوندم ...

تیترایی که پر از انرژی منفی بود...پر از خواستن و نشدن بود...

این همه بار منفی چطوری می تونه توی یه کلمه قرار بگیره؟یا فقط من اون بار منفیشودرک می کنم؟

این روزا کمبود پشتیبانو بیشتر حس می کنم توی زندگیم...پدری که هست ولی پشتیبان نیس برام...

بگذریم از این حرفای تکراری ولی ...ولی خواستم بگم کاشکی شما دوستای وبلاگی برام همیشه کامنت میزاشتین...

من ک به جز اینجا جاییو ندارم برای حرفام!!اگه شماهام نباشین دلم بیشتر از قبل می گیره...

همدلیای شماها بوده ک من تونستم بمونم تا الان...

نمیدونم شاید برای خیلیا و از جمله من نکات منفی زیادی داشته اشنایی با اینترنت توی سن کم ولی بدون شک می تونم بگم بیشتر از اون برام مفید بوده چون اگه نبود و این وبلاگو نداشتم و دوستامو قطعا به راهای بد تری میرسیدم...

یکی از دوستام خبرش بهم رسیده ک معتاد شده...علف می کشه...اونم توی زندگیش شاید اون محبتی که می خواستو هیچ وقت از پدرو مادرش نداشته ...من به شکل خودم اونم به شکل خودش...

شاید کمی بهش حق میدم نمیدونم!!

اما شماها منو تنها نزارین...

من خیلی تنهام...

شماها هم اگه نباشین معلوم نیس به کجاها برم برای در اومدن از تنهایی...

بزارین وجودتون باعث بشه من حس کنم تنها نیستم...

بزارین وجودتون به من انرژی بده و کمکم کنه از جاهایی که باید فاصله بگیرم فاصله بگیرم...

چقدر خوبه ادم با وجودش به یه نفر انرژی بده مگه ن؟

پس تنهام نزارین ...با کامنتاتون و حرفای دلگرم کنندتون کمکم کنین...

برچسب: نویسنده: کامیار رضوانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:32

صفحه بندی